نویسنده : سرور جوان - ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٩
 

من...

آفتاب فروردین. ٢٠ تا میس کال. سگ روی جاده. موهای فرشته. سیگار نکش. سوری. شیراز. دویدن. اینجا. رقص. شراب. این همه حرف. ناله. سه ساعت. دلتنگی. کلمه. دوستم دارند.تنهایی. بیخود آمدی. دستم. لب. بوسه. دوستت دارم. شعر. رد پا. ترس. قله. عذاب وجدان. یک ساعت فقط گوش دادم. تلفنی که هر ۵ دقیقه قطع می شود. ساکتم. نگرانم. ژنتیک.بابا. دخترم. لجبازی. من پرم. حالم دارد بهم می خورد. لیوان شکسته. این گوشی را می خواهم بکوبم به دیوار. موبایل خاموش. داد و بیداد. بی رحم. کینه. انتقام. مهربون. پژو. اجتماعی نیستند. تو مثل خودمی. دل نبند. سکته. تهرانسر. شیوا. مامان. سه سال. غلط کردم. پول. سرور. بغض. حرفهایی که نمی توانم بگویم. محرم اسرار. خسته...

این تفنگ که بر شقیقه ات نشسته، پر است...


 
comment نظرات ()