نویسنده : سرور جوان - ساعت ٢:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٦/۱٢
 

چه شب زیبایی! از پنجره تمام تهران تا انتهایش پیداست. چراغهای تهران همه زیر چشمان من هستند. توی تابلوی چراغهای چشمک زن تهران که روبرویم گسترده شده است به دنبال نوری میگردم که حرکت کند و امتداد پیدا کند در میان این تابلو!... پیدا شد! یک نور سرگردان! چراغ یک ماشین در دوردست که چند ثانیه پرنور شد و بعد محو شد! باز به همانجا نگاه میکنم دوباره نوری متولد میشود و چند ثانیه بعد میمیرد! به نظرم خیابانیست که ماشینها در آن بسوی شمال در حال حرکتند. کاش میدانستم اسم خیابان چیست! خیابانیکه در شب تابستانی ای چون امشب چراغی در آن پر نور میشود و بعد خاموش میشود! خیابانی ناشناس در تهران...

 

سرور جوان

 


 
comment نظرات ()