نویسنده : سرور جوان - ساعت ٥:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/۱۸
 

اندیشه ام را

شب و روز می آکنی از خود

من در تنهایی

جایی برون از این جهان٬ تو را به پیشواز می آیم

تا زندگی و مرگم را به دست خود گیری.

دلم چون آفتاب پگاه

خیره تو را مینگرد.

تو بلندی٬ همچون گستره آسمان

من پستم٬ همچون دریای بیکران

تو را آرامش ابدیست

مرا بی قراری ازلی

بااینهمه٬ جایی در افق دوردست

به یکدیگر پیوسته ایم.

گیتانجالی تاگور


 
comment نظرات ()