نویسنده : سرور جوان - ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱/۱
 

دنیای سراسر شگفتی! چرا اندوه؟ چرا خستگی؟‌به اندازه تمام زشتیهای دنیا٬ زیبایی هم هست. به اندازه تمام بدیهای دنیا٬ خوبی هم هست! به اندازه تمام تاریکیها٬ روشنی هم هست! به اندازه تمام آدمها قلب برای تپیدن هست و قلب برای شکستن! به اندازه تمام خستگی ها و ملالها٬ تازگی ها و ناشناخته ها هم هست و زندگی زیباست به خاطر این همه بودن ها و نبودن ها در درون من به اندازه تمام ابرهای تیره٬ خورشیدهایی هم هستند که باید پیدایشان کنم. به اندازه تمام اشکها٬ لبخندهایی هستند که باید زنده نگه دارمشان! پرنده یک بال ندارد

 یادم باشد که زیباییهای کوچک رادوست بدارم حتی اگر در میان زشتیهای بزرگ باشند! یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آنگونه که هستند نه آنگونه که می خواهم باشند! یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران نبینم که اگر من خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ کس نمی تواند مرا با خود من آشتی دهد! یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم چرا که کسی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد

 عمری با حسرت و اندوه زیستن نه برای خود فایده ای دارد و نه برای دیگران! باید اوج گرفت تا بتوان آن چیزهایی را که یافته ایم با دیگران نیز قسمت کنیم

این لحظات از آن توست! آبی٬ سبز٬ سرخ٬ سیاه٬ سفید... رنگهایی را که بایسته است بر آنها بزن! روزهایت رنگارنگ


 سال نو مبارک


 
comment نظرات ()