تابِ ماهِ نارنجی بر پای برهنه ی درخت ها. که باد رد سفید برف است رقصان در تاریکی و تابِ درخت هاست و خیابان های ساکت. زیر خاک حتی...
روی کمد می لرزد سایه ی شاخه ای دور از کناره ی خیابان، بعد چهاردهمین یا سیزدهمین چراغ راهنمایی که اگر سبز شود لیز می خورد خوشه ای بر کف خیابان
چشم های قشنگی شاید زیر تار تار موهای بلند
باریکه ی آبی بر بازوهای ستاره ی دریایی
می تابند بر هزار انگشت با چاه های آب و چشمه هایی بر نوکشان
جزر و مد
تاب... تاب... تاب...
نظرات ()