لالایی برایش/م

این لالایی برایش/م... این لالایی تمام این شب های مسطح کشدار برایش/م. می خوانمشان گاهی که شب خواب نمی رود بی...

سفید

بغلش کن عزیزم...

بغلش کن و چند کلمه ی سفید زیر گوشش بخوان

بغل کن شب را تا بخوابد.

آبی

شب خیال می بافد و تو هی قشنگ تری

ماه هرچه شب بافته می شکافد،

می اندازد، کنار کلمه های من

و تو باز هی قشنگ تری.

توی رگ هام بغلت می کند شبی که در من خوابیده.

 

قرمز

هوسم کردی و یک درخت قرمز شد

هوسم کردی و وقتی من به دنیا آمدم قشنگ شدم

هوسم کن هزار بار

هوس های تو شیرین اند.

تمام درخت های اینجا که لخت شوند وقت خنده ی انارها می رسد. 

 

همین شعر در رندان ماه اکتبر

/ 0 نظر / 6 بازدید