شبحی حاضر و ناظر در همه جا

نقاشی آپولینر از دکریکو با جای زخمی که سال ها بعد از حک شدن اش روی تابلو، روی سر آپولینر نقش بست

"در رویا همه چیز ممکن است. سهولت هر چیزی خارج از اندازه است. توانایی های فرد، برخلاف توانایی هایی که او در عالم بیداری برای خود می شناسد، بی حد و مرز است. پس در ورای عقل آگاه، عقل دیگری وجود دارد بی اندازه وسیع، که می تواند مرزهای معمولی آدمی را پشت سر بگذارد."

آندره برتون

مکتب های ادبی- رضا سید حسینی

"شعر از این سو به آن سو پل می زند، از شی به صور خیال، از صور خیال به اندیشه، از اندیشه به امر محسوس. شعر جاده ایست بین عناصر دنیا که ضروریات روزمره آنها را از هم جدا کرده است، جاده ای که ما را به آن برخوردهای تکان دهنده رهبری می کند که تابلوها و کولاژهای دالی، ارنست و تانگی از آنها حکایت می کنند."

رنه کرول

مکتب های ادبی- رضا سید حسینی

"اکنون نگاه نادیا روی خانه ها می گردد. می گوید:" آن پنجره را می بینی؟ مثل همه پنجره های دیگر سیاه است. خوب نگاه کن،یک دقیقه دیگر روشن می شود و رنگ اش قرمز خواهد شد." دقیقه می گذرد، پنجره روشن می شود. پرده های قرمز دارد. (متاسفم اما کاری از من ساخته نیست، هرچند که چنین چیزی در باور نمی گنجد، با این همه در چنین موضوع هایی دوست دارم که شرکت داشته باشم. به همین اکتفا می کنم که بگویم این پنجره سیاه ناگهان سرخ شده است.)"

بخشی از رمان نادیا- آندره برتون

/ 0 نظر / 5 بازدید