قِل خورده از داغی روز؛ رنگ پریده

خلوت؛ دور تا دور زنگوله ی کوچک

شکننده تر از شب

چین می خورد در امتداد نخ های نامرئی خیس

پشت دیوارها و سقف با نورگیرش بنفش؛ ستاره و  سیاه؛ دو تا ستاره و یکی نصفه؛ سرمه ای

زیر برگ ها؛ پنجه هاش روی شاخه ای. نوکش به رد پای پیچک غروب روی دیوار. موج برمی دارد ماه

پایه ی تابدارِ بلند. حباب قرمز رو به پایین

رودخانه... مشوش و آرام... ستاره ها بخار می شوند

/ 0 نظر / 16 بازدید