دو نقطه، ستاره

دلتنگی...

سنگی فرو می رود ته آب

ماه سقوط می کند به آسمان

و من روی زمین زل می زنم به چشم های تو

افق سکوت قرمز است پر ستاره های سفید زمزمه.

پلک زدی عزیزم؟ اینجا برف می بارد.

...

آسمان اینجا با بادهاش تیز است. سرد. شب هاش سفید... از این آسمان دیوانه تا آن آسمان مریض یک اقیانوس بیشتر فاصله است. بیا بغل کن آسمان را از این سر تا آن سر، با تمام دود و برف و دلتنگی اش...

اینجا مه دست ها را خیس می کند و چشم ها را. آنجا مه خشک است و چشم ها قرمز و اشک زیاد است و آسمان هیچ خیس نمی شود اما.

بیا عزیزکم، ما وطن خودمان هستیم. دلتنگ...

/ 0 نظر / 5 بازدید