بی تابی، ترجمه به کلمه

می چرخم و چرخان چرخان تو نگهم دار

که صدات صدا را بی صدات که من صدا...

می چرخم از بالا تا میان کمر... تا کمر تا زخم

از چشم هام که هیچ... که تو همه چیز

می چرخم که... دست توی آب به آب...

می ترسم

بیا دستت را بزن توی آب، تمامش را فوت کن توی باد

خیس بده به من

خودت را خودم به تو خودم که خودت.

عزیزم... عزیزم پشت پلک هام ماه می شوی

دود تا دود و خیال تا خیال که خیال دست هام.

من، سایه، محو، دود... دود...

کوچک... کوچک... خرگوشِ برهوت زیر هیچ جا که برگی و سایه ای...

گُم

دست هام را نگه دار که من هیچ... دو تا تکه قرمز روی...

خوابم کن که تو همه چیز

خوابم کن... تابِ بی تاب، بی تابِ من، تابِ بی تابِ من که چشم هات... سبز...

عزیزکم... که تو قشنگی مدام، مدام، مدام

بیا گمت بشوم

که سرد... سرد... سرد... سردم است

دست هات تابستان... لب بزنی بخار می شوم

/ 0 نظر / 6 بازدید